در سطح جهان حقوقی کیفری از یافتههای علوم دیگر از جمله جرمشناسی متأثر بوده، ولی این بحث در حقوق کیفری اسلام اندکی دچار ابهام است؛ چون احکام اسلامی به دو دستهی ثابت و متغییر تقسیم شدهاست. ویژگی ثابت بودن برخی احکام اسلامی این ذهنیت را ایجاد کرده که استفاده از یافتههایی جرمشناسی در حقوق کیفری اسلام جایگاهی نداشته است؛ زیرا احکام اسلامی ریشه در ارادهی خداوند دارد و از هیچ علمی متأثر نیست. این امر مورد توجه بسیار از علمای حقوق واقع شده است و امکان استفاده از جرمشناسی در حقوق کیفری اسلام را مورد بررسی قرار دادهاند.
در این مقاله هدف، بررسی امکان سنجی تأثیر جرمشناسی در احکام اسلامی است، که با استفاده از منابع کتابخانهی به تحلیل آن پرداخته است. توجه و دقت به مبانی و تطورات احکام اسلامی به رغم ثابت بودن برخی احکام اسلامی بیانگر این امر است که در اسلام استفاده از مناسبترین شیوه، جهت برخورد با مجرمان هم بهلحاظ باز دارندگی و هم بهلحاظ اصلاح دارای جایگاه و اهمیت زیادی است. در جاییکه فلسفه احکام مشخص بوده، چنانچه علوم جدید از جمله جرمشناسی جهت دستیابی به مناسبترین شیوه یاری رساند، استفاده آن بدون اشکال است.